۲سال پيش همين امروز ...

اونروز که بعد از سالها ، لحظه های انتظار کوتاه و کوتاهتر می شدند ،

 

سر از پا نمی شناختم ، منی که هروقت چشمم به خونه خدا می افتاد

 

دلم هری می ریخت پایین ، قلبم تند تند میزد و راه نفسم بسته می شد ....

 

حالا اسمم  رو تو تابلو اعلانات دانشکده می دیدم ، هنوز باورم نمیشد این منم که

 

لیاقت این سفرو پیدا کردم ، انگار فقط اسم خودمو می دیدم و کلی به حال خودم

 

افتخار می کردم .....

 

همه می گفتند چه سعادتی و غبطه می خوردند و من با تمام بهت و ناباوری فقط

 

گوش می دادم ، یک هفته ای اصلا انگار اینجا نبودم ، صداها ، آدما ، مامان ، همه

 

بودن ولی من نه ، عجیب بود برام ولی بالاخره باورم شد و اون موفع بود که دلم

 

میخواست زمانو نگه دارم ........

 

نمیخواستم شیرین ترین لحظات عمرم ، لحظه های انتظاری که مطمئن بودم به

 

معشوق می رسه انقدر زود تموم بشه ، کاش بازم اون روزا تکرار بشن .

 

normal_child02.jpg

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
کاظم

بعضی حالات رو آدميزاد فقط يه بار تجربه می کنه....

محمود

سلام ممنونم از حضور سبزتون در کلبه ام خوش به سعاتتون من آپم یا حق

علیرضا

سلام واقعا از مطالبتون لذت بردم، مخصوصا از دعای امام سجاد و همین مطلب آخر. واقعا حال و هوای زیبایی داره. انشاء الله در تمامی مراحل زندگی یاد خدا پشتوانه ی عزمتون باشه

عشق خدائی

سلام از این که به سرزمین عشق خدائی آمدی و انجا را پر از سخن گلهای عطر نوشتهایت کردی ممنون عشق به همه هستی عشق به خدامهربان که بتوان آن را حس کرد زیباست و عشق های زمینی هم عشق خداست که در روح مان دمیده شده پس قدر این لحظه های خوب آسمانی را باید شکر کرد که خدائی داریم و عشق به او باعث ذوق ما به عشق های زمین میشود اری به وب عشق خدائی هم سر بزنید و سخن خوبتان را هدیه به بازدیدکنندگان این وب که برای مادارن قلم میخورد را عطر اگین کنید منتظر شما هستم اگر امدی که خوش قدم امدی اگر هم نیامدی عشق خدائی تون را کم کرده ای که باید ان را در وجودتان پیدا کنید انشاا. این هم وبلاگ های عشق خدائی امید وارم ببینید و نظر قشنگتون را برای به یادگار بگذاری http://eshghekhodayi.persianblog.ir http://hlgole2.persianblog.ir http://mother20.persianblog.ir.