ميان عاشق و معشوق هیچ حايل نيست

پنجره زیباست اگر بگذارند ... چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ::: من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم ... عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

امسال , شب یلدای من چه زیباست ....
نویسنده : مهتاب - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
 

امسال , شب یلدای من چه زیباست

چه خوش رنگ است از قرمزی خون تو

چه شیرین است از دلدادگی ٧٢ پروانه

یلدای من ،امشب نه ازشعرحافظ که ازشور

حافظان حریم لبریز است

خدایا بجای ١ دقیقه به یلدای من هزاران دقیقه

ببخش که تا آخرین نفسش ذکر

یا حسین

به سر گیرم

............

امشب جواب تفالم را خودم می دانم

:

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

*

مست بگذشت و نظر بر من مسکین افکند

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

*

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

بنده من شو و برخور زهمه سیم تنان

*

کمتر از ذره نهی پست مشو مهر بورز

تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

*

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

*

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

*

دامن دوست بدست آر و زدشمن بگسل

مرد یزدان شو وفارغ گذر از اهرمنان

*

با صبا در چمن لاله سحر می گفتم

که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

*

گفت حافظ من وتو حافظ این راز نه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

*

*

*


 
 
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید (اباعبدالله الحسین (ع) )
نویسنده : مهتاب - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
 

فردا روزی است در تکرار عزایی که هزاران سال هم که

بگذرد کهنه نخواهد شد

تکراری غمبار و درس دار ، برای ما ، که هر روز

نهیبی زنیم بر خود

که آی انسان ! آزاده باش

که آی مردم ! در تکرار تاریخ ، سردرگم نشوید

که آی یزیدیان زمان ! دنیا همیشه بر پایه شما

نخواهد گشت

که اگر ستم داری ، روزی و تا ابد مورد لعن خواهید بود

که ای یاران اندک حق ! پریشان نباشید که گر بگویید

رضا برضاک یا الله، همواره و همواره تاریخ

خدا به شما عزتی میبخشد که هیچ بشری آنرا از شما

سلب نتواند کرد

فردا شروع شمارش مستقیم پرواز حسین (ع) و یارانش

به سوی ابدیتی روشن است

روزهایی که بیش از آب در عطش لبیک میسوختند

و سالیان سال است

که بجای درک عطش لیبک ، بر عطش ابش زجه زدیم

و بر زخم هایی چشم سرخ کردیم که زخم تن بود

نه زخم ریا و جفاکاری مسلمان نماهای سست عنصر

آه ای حسین ، درعرفات تو چه گذشت که جان عزیزت را

هروله کنان به قربانگه دلدار رساندی 

آه ای حسین ، در  غدیر خم تو جند تن از پیش و پس ،خود

را به تو رساندند تا به دست بیعت تو راه بالا پیش گیرند

از ظن من غمی نیست که یارانت اندکند

که بیعت کنندگان علی ابن ابیطالب(ع) نیزجز اندکی ،

به شرم حضور پیامبر دست پیش آوردند

و پدر امت که رفت از یاد بردند که دست آویزهای الهیش

را عزیز دارند ،کتاب خدا را به نفع خود تفسیر کردند و

اراده کردند که عترت پیامبر را خوار سازند

ولی خداوند اراده نفرمود  

و اما بعد ......


 
 
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله
نویسنده : مهتاب - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

 حمد و سپاس تو را که ما را بدین روز گرامی داشتی و در این روز ما را از

وفاداران به عهدی قراردادی که سالیان دور به دست مبارک نبیت به ما سپردی

پیمانی که برای ولایت والیان امرت و قائمان بعدش بر دوشمان نهادی

و ما را در صف منکران و مکذبان به روز قیامت قرار ندادی

 حمد و سپاس تو را که منت نهادی و در این روز کمال دین و تمام نعماتت را

بولایت

 امیرالمومنین  علی ابن ابطالب علیه السلام

مقرر فرمودی

خدایا نعمتت را بر ما تمام تر کن و ذخیره الهیت را بر قلب های پریشان

و چشمان نگرانمان برسان

..: اللهم عجل لولیک الفرج :..

در ادامه مطلب با خطبه کامل غدیر در خدمتتون هستم


 
 
قربان تا غدیر , فاصله خودشناسی تا ولی شناسی
نویسنده : مهتاب - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸
 

 

 

گمان نکنیم که دعوت نشده ایم

چون امتداد رحمت پیامبر از آنجا می گذرد که ما دلهای شکسته مان را

به انتظار نشانده ایم

بیایید ماهم خیال کنیم هرلحظه لبیک گوی ندای عظیم آسمانی پروردگاریم

خیال کنیم که ما هم میگردیم به گرد خانه ای،که نه خانه خدا

که میعادگاه عاشقان با صاحبشان است

 

راه خیال را پایانی نیست !

 

و ذهن خسته ام را درمانی جز وصال

در این قربانگه نفس های سرمست

تنها و تنها و دوباره خیال را در اشک هایم شکوفا میسازم

که رها شود در انتهای آمال

آنجا که فرشتگان سکنی گزیدند

آنجا که رقصان و پاک و معصوم

می چرخند بال در بال

می رویم که دست در بالشان نهیم

بچرخیم در اوج

سبک شویم از شوق .........

 

راه خیال را پایانی نیست !

 

کیست که تواند راه بر دل پژمرده ام ببند و روزن امید را در قلب تاریکم

خاموش سازد ؟

هنگامه لبیک گویی روح از جانم خارج میشد

وحال،باز روح از جانم می رود که اینجا تنهایم

تنهای تنها در گرداب آمال زودگذر چشمانم

نه در گرداب سپید وحدانیت بی انتهایت

آنجا که ذره ذره وجود انسانیت موج می شود و چرخشی تماشایی را

به نمایش می گذارد

 

راه خیال را پایانی نیست !

 


 
 
عرفه , جمعه , عطر خوش گل نرگس ......
نویسنده : مهتاب - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸
 

عصریک جمعه ی دلگیر،دلم گفت بگویم،بنویسم،

که چراعشق به انسان نرسیدست،

چراآب به گلدان نرسیدست،

وهنوزم که هنوزاست،غم عشق به پایان نرسیدست،

بگوحافظ دلخسته ز شیراز بیاید،

بنویسد که هنوزم که هنوز است،

چرا یوسف گمگششته به کنعان نرسیدست

وچرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست.

تو کجایی گل نرگس

آنقدر در می زنم این خانه را

تا ببینم روی صاحبخانه را


 
 
من عرف نفسه فقد عرف ربه
نویسنده : مهتاب - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
 

 

حاجی همه ساله کعبه در جمعه عرفه در روزی که بیش از همه روزها متعلق

به توست ثانیه ای از نفس حضور عارفانه ات را به ما ببخش

 

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند:

مى‌دانید وقتى زائر و انسان حج‌گزار احرام بست، چرا باید به عرفات رود و بعد

بیاید کعبه را طواف کند؟ براى آن که عرفات خارج از مرز حرم است و اگر کسى

میهمان خدا است،

ابتدا باید به بیرون دروازه رود و آنقدر دعا و ناله کند تا لایق ورود به حرم شود

بعد در عرفات، هم شب و هم روز، به خصوص روز عرفه، دعاى مخصوصى

است.

 

 

 

 

در ادامه مطلب می خوانید :

امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی، اسرارِ اعمال مختلف حج را به

شبلى آموخته‌اند؛ از جمله اسرار، اسرار روز عرفه است